مروری بر تاریخچه شرکت کویر موتور

به گزارش موتورسیکلت نیوز، نشریه صنعت موتورسیکلت در شماره جدید خود که در زمستان ۱۳۹۹ منتشر شد به بررسی تاریخچه شرکت کویر موتور پرداخته است. برای آشنایی بیشتر با این شرکت معظم با ما همراه باشید.

آغاز یک تولد

عباسعلی رضایی در مصاحبه با نشریه صنعت موتورسیکلت درباره سرگذشت خود و ایده تاسیس شرکت تولیدی کویر موتور گفت: من در یکی از شهرهای اصفهان به نام محمدآباد جرقویه در سال ۱۳۲۸ متولد شدم. ۷ یا ۸ سال داشتم که پدرم در محمدآباد به رحمت خدا رفت. بعد از آن همراه مادر و چهار برادرم که همه از من بزرگ‌تر بودند به اصفهان آمدیم و سپس با یکی از برادرانم در یک تعمیرگاه دوچرخه به‌ عنوان شاگرد با روزی ۵ ریال دستمزد استخدام شدیم. شرایط سختی داشتیم ولی امید به خداوند باعث شد روحیه خود را از دست ندهیم.

من اصول کسب ‌وکار را از کودکی و نزد استاد خودم حاج ابوالقاسم و در تعمیرگاه وی در خیابان شهدا اصفهان آموختم. سپس بعد از مدتی یک مغازه تعمیر دوچرخه باز کردم و صبح‌ها از ساعت ۶ و ۷ تا آخر شب کار می‌کردم تا شاید مشتری بیاید و درآمدی کسب کنم. کم‌کم با ورود موتورسیکلت به ایران، این وسیله با استقبال بسیاری از جوانان به خصوص آن‌هایی که عاشق سرعت و هیجان موتورسواری بودند مواجه شد و به تدریج به‌عنوان یک وسیله ضروری زندگی جای خود را در میان مردم باز کرد.

با افزایش تعداد موتورسیکلت‌ها، واردات قطعات یدکی موتورسیکلت نیز افزایش یافت و در این میان یکی از نقاط عطف کاری من اخذ نمایندگی قطعات موتورسیکلت بود و در نتیجه فروش به‌صورت خرد را آغاز کردم و کم‌کم از سود فروش لوازم یدکی، اولین اتومبیل خود که یک ماشین ژیان بود را در سن ۱۸ سالگی خریدم و این برای من که از صفر شروع کرده بودم، موفقیت بزرگی بود.

در دهه چهل، مدتی نیز با برادرانم یک نمایشگاه اتومبیل افتتاح کردیم که به‌دلیل مشکلاتی مجبور شدیم آن را تعطیل کنیم ولی بعد از ازدواج با همسرم، هر کدام از برادرها برای خود فروشگاهی افتتاح کردند و من هم در خیابان زینبیه فروشگاه لوازم یدکی موتورسیکلت و دوچرخه را مثل همان اول افتتاح کردم. از درآمد مغازه کم‌کم زمینی خریده و خانه‌ای ساختم. این موضوع برای من یک برکت الهی و موفقیت خجسته‌ای بود. در خانه‌ی جدید اولین فرزندم به دنیا آمد. خداوند ۲پسر و ۲دختر به ما هدیه داد.

در دهه شصت، با استفاده  از اعتباری که نزد عمده ‌فروشان قطعات یدکی موتورسیکلت در تهران کسب کرده بودم اقدام به خرید اعتباری قطعات و توزیع آن در سراسر استان اصفهان به ‌صورت عمده و خرد کردم. با توجه به تجربه خود در هنگامی که پدرم را از دست دادم معتقد بودم که فرزندانم باید کسب‌وکار را از کودکی بیاموزند تا چنانچه روزی من نبودم، آن‌ها نیز بتوانند روی پای خود بایستند. ازاین‌رو دو فرزند پسرم از همان کودکی در کنارم بودند هم درس می‌خواندند و به مدرسه می‌رفتند و هم به مغازه می‌آمدند و کمک من بودند. شاید دیدن این‌که دوستان و هم‌کلاسی‌های فرزندانم پس از پایان ساعات درس و یا در تابستان به بازی و سرگرمی می‌پردازند ولی پسرانم باید به سرکار می‌آمدند، برایم خوش آیند نبود ولی نمی‌خواستم آن‌ها در آینده سختی‌هایی که من در کودکی کشیدم را تجربه کنند. البته من در آن زمان، شاهد علاقه فرزندانم به این نوع کسب‌وکار و موتورسیکلت بودم. حتی پسر بزرگم در سن نوجوانی قهرمان موتور کراس استان بود. از این ‌رو، باور داشتم که موفقیت آن‌ها در این مسیر که قرار دارند، حتمی است. در نتیجه تمام تلاش خود را انجام دادم و بستر م