وقتی موتورسیکلتها آرامش ارومیه را میبلعند

شهر ارومیه این روزها بیش از هر زمان دیگر زیر صدای تیز و عبور بیضابطه موتورسیکلتها نفس میکشد؛ وسایلی که قرار بود باری از دوش رفتوآمد شهری بردارند، حالا در برخی خیابانها و بهویژه پیادهراهها به عاملی برای سلب آسایش عمومی، افزایش تنشهای خیابانی و فرسایش امنیت روانی شهروندان تبدیل شدهاند.
به گزارش موتورسیکلت نیوز به نقل از ایرنا، خیابانها و پیادهراههای ارومیه این روزها صدای تازهای نه از جنس زندگی شهری منظم و پویا بلکه از جنس هجوم، شتاب و بینظمی پیدا کردهاند. موتورسیکلتها که تا همین چند سال پیش حضوری محدودتر و قابل تحملتر در معابر شهر داشتند، اکنون چنان در تار و پود زندگی روزمره مردم تنیدهاند که گویی بخشی از سیمای شهر شدهاند.
این افزایش، فقط یک تغییر ساده در الگوی حملونقل شهری نیست. ارومیه در دو سال گذشته با رشد چشمگیر تردد موتورسیکلتها مواجه بوده است؛ از موتورهای مسافرکش گرفته تا پیکهای اسنپفود، پیکهای خدماتی و حتی ترددهایی که شبها بیشتر به نوعی گشتوگذار بیقاعده شهری شباهت دارد. ظهرها موتورها غذا جابهجا میکنند، عصرها خیابانها را میشکافند و شبها در برخی مسیرها، آرامش شهر را با صداهای ناگهانی و عبورهای پرخطر خود میبلعند.
در این میان، آنچه بیش از همه آزاردهنده است، فقط تعداد موتورسیکلتها نیست، بلکه بیضابطه بودن حضور آنها در متن زندگی شهری است.
در این میان پیادهراه خیام ارومیه، که باید پناهی برای قدم زدن، آرامش، گفتوگو و تنفس شهروندان باشد، حالا در بسیاری از ساعات روز و عصر، به مسیری برای عبور ناگهانی موتورهایی بدل شده که بیتوجه به حق عابر، بیتوجه به کارکرد فضا و بیتوجه به امنیت روانی مردم، سکوت و آرامش را میدرند و در جایی که شهر باید به شهروند مجال درنگ بدهد، ترس و غافلگیری حکمرانی میکند.
صدای ناگهانی موتور در پیادهراه، فقط یک مزاحمت صوتی نیست، بلکه ضربهای لحظهای به اعصاب و احساس امنیت عابری است که آمده تا چند دقیقهای از هیاهو فاصله بگیرد.
بسیاری از شهروندان این تجربه را میشناسند؛ قدم میزنی، غرق در فکر یا گفتوگو هستی و ناگهان صدای تیز یک موتور از پشت سر، تو را به وحشتی کوتاه اما واقعی فرو میبرد. این ترس ناگهانی، شاید در آمارهای رسمی ثبت نشوند اما در حافظه روانی شهر انباشته میشوند. واقعیت آن است که شهر در برابر این پدیده، رها شده به نظر میرسد. نه مرز روشنی میان خیابان و پیادهراه برای برخی راکبان وجود دارد، نه انضباطی بازدارنده دیده میشود و نه شهروند اطمینان دارد که فضای عمومی قرار است برای او امن بماند.
شاید موتورسیکلت در ذات خود مسئله نیست اما بیقانونی و رهاشدگی مسئله است. وقتی ابزار کار و حملونقل، به دلیل خلأ نظارت و مقررات، به وسیلهای برای سلب آسایش عمومی تبدیل شود، دیگر نمیتوان موضوع را صرفا یک مشکل حاشیهای دانست.
مسئولان شهری در این باره میگویند که هنوز قانون مدون و مشخصی برای این ترددها تنظیم نشده و شهر نیازمند چارچوب قانونی برای ساماندهی رانندگان بیضابطه موتورسیکلتها است؛ موضوعی که به گفته آنان زمانبر خواهد بود. اما پرسش جدی اینجاست: «تا رسیدن آن زمان، شهروندان باید هزینه این بینظمی را تا کجا بپردازند؟»
وقتی هر روز درگیریهای تازه میان رانندگان خودرو، موتورسیکلتسواران و عابران پیاده رخ میدهد، وقتی حادثه به بخشی عادی از زیست روزانه تبدیل میشود، دیگر پناه بردن به عبارتهایی مانند «زمانبر بودن» بیشتر به توجیه شبیه است تا پاسخ.
اگر رشد موتورسیکلتها نتیجه نیازهای تازه شهری، توسعه خدمات آنلاین و تغییر الگوی رفتوآمد است، مدیریت شهری نیز وظیفه دارد سریعتر از گذشته خود را با این واقعیت تطبیق دهد. نمیشود پدیدهای اینچنین گسترده در خیابانها، پیادهراهها و میان زندگی مردم جریان داشته باشد اما هنوز برای حدود، حقوق، ممنوعیتها و ضمانتهای اجرایی آن تصمیمی روشن اتخاذ نشده باشد.
ارومیه امروز تنها از ترافیک و آلودگی صوتی آسیب نمیبیند، بلکه از فرسایش تدریجی حق شهروندی آسیب میبیند. حق آرام راه رفتن، حق نترسیدن از عبور ناگهانی یک موتور در پیادهراه، حق شنیدن صدای شهر به جای غرش بیهنگام اگزوزها و حق برخورداری از نظمی که نشانه حداقلی از مدیریت شهری است. اینها خواستههای لوکس نیست؛ حقوق اولیه مردم در یک شهر قابل زیست است.
اگر قرار است پیادهراه، پیادهراه بماند، باید حرمت آن حفظ شود. اگر قرار است موتورسیکلت بخشی از نظام حملونقل شهر باشد، باید برای آن ضابطه، مسیر، نظارت و مسئولیت تعریف شود و اگر قرار است آسایش عمومی قربانی شتاب خدمات و بیبرنامگی مدیریتی نشود، مسئولان نمیتوانند بیش از این پشت کمبود قانون پنهان شوند.
امروز صدای موتورها در ارومیه فقط یک صدا نیست؛ نشانهای از خلأ مدیریتی در این بخش است که هر روز بلندتر میشود. شهری که نتواند از آرامش پیادهراه خود دفاع کند، دیر یا زود در بخشهای دیگر نیز بهای سنگینتری خواهد پرداخت. ارومیه بیش از این نباید زیر چرخهای بیضابطه بماند.




