
موتورسیکلت جدید کیوجی موتور اسآرکی ۶۰۰ آر اِس (QJ Motor SRK 600 RS) دقیقاً در نقطهای ایدهآل بین موتورسیکلتهای مخصوص مبتدیها و موتورسیکلتهای اسپرت با عملکرد بسیار بالا قرار گرفته است.
به گزارش موتورسیکلت نیوز، برای چندین سال، موتورهایی مثل کاوازاکی نینجا ۵۰۰ (Kawasaki Ninja 500) و مدلهای ۲۵۰، ۳۰۰، و ۴۰۰ قبل از آن و همچنین هوندا سیبیآر ۵۰۰آر (Honda CBR500R) عملاً به عنوان دروازهای به دنیای موتورهای اسپرت وجود داشتهاند. اینها همان موتورهایی هستند که وقتی پوسترهای موتورهای سوپراسپرت غرش کننده هنوز داخل ذهنتان جا خوش کردهاند و ولتان نمیکنند، آنها را میخرید؛ اما مهارتها، اعتمادبهنفس شما، و حتی مبلغ بیمهتان هنوز دقیقاً هم قد آن آرزوها نرسیده است. آنها به موتورسواران تازهکار، بهاندازهی کافی تهاجم، سرعت و ظاهر اسپرت میدهند تا هیجانانگیز به نظر برسند، بدون اینکه بلافاصله هر تصمیم اشتباه را با ترس و وحشت تنبیه کنند.
این فرمول برای دههها جواب داده است، چون بیشتر موتورسوارها در نهایت این موتورها را پلهای برای رسیدن به مرحلهی بعد میبینند. هیچکس نینجا ۴۰۰ (Ninja 400) را نمیخرد و فکر نمیکند که این نسخهی نهایی است. این رؤیا معمولاً به چیزی تیزتر، پرصداتر، سریعتر و خاصتر تبدیل میشود. شاید یک (ZX-6R) شاید دو یا سه سال بعد یک (ZX-10R). یا حتی یک موتور ایتالیایی که کمی هم دردسر مالی دارد. در واقع این موتورهای مبتدی، وسایل آرزوساز هستند که شما را به دنیای موتورسیکلتها بیشتر و بیشتر میکشانند. آنها قرار است موتورسوارها را بیشتر و بیشتر به این وسواس بکشانند، در حالی که هنوز آنقدر دسترسپذیر هستند که بتوان از پس استفادهی روزانه و رفتوآمد شهری برآمد.
درست است، این دقیقاً قلمرویی است که کیوجی موتور (QJ Motor) با اسآرکی ۶۰۰ آراس (SRK 600 RS) هدف گرفته است، با این تفاوت که از زاویهای کمی متفاوت به این ایده نزدیک میشود. بهجای ساختن یک موتور مبتدی خالص، سازندهی چینی به نظر میرسد که مستقیماً موتورسوارانی را هدف قرار داده است که قبلاً این مرحله را پشت سر گذاشتهاند و اکنون چیزی میخواهند که جدیتر به نظر برسد، بدون اینکه وارد جنون موتورهای سوپراسپرت تمامعیار شود. در خط تولیدی که سرشار از مدلهای (SRK) است، این موتور درست در وسط این آشفتگی قرار میگیرد، و شاید این بهترین جا برای قرار گرفتنش باشد.
زیرا هنگامی که به خانوادهی بزرگتر (SRK) نگاه میکنید، استراتژی کاملاً آشکار میشود. کیوجی موتور برای موتورسواران تازهکار، ماشینهای کوچکتر و قابل دسترستری دارد، در حالی که SRK 1000 RR کاملاً قدرتمند در انتهای دیگر قرار گرفته و طوری به نظر میرسد که انگار میخواهد دوکاتیهای پانگاله (Ducati panigales) را برای تفریح شکار کند (SRK 600 RS) مانند فرزند وسطی عمل میکند که سعی دارد هر دو دنیا را متعادل کند. این موتور میخواهد ظاهری خاص و تهاجمی داشته باشد، اما همچنین به نظر میرسد که آگاه است اکثر مردم زمان بیشتری را در ترافیک سپری میکنند تا اینکه با سرعتهای سهرقمی، پیچها را طی کنند.
و مشخصات هم این ایده را بهخوبی تقویت میکنند. این موتور از یک پیشرانهی دوقلو موازی مایعخنک با حجم ۵۵۴ سیسی استفاده میکند که حدود ۵۶ اسببخار قدرت و ۳۹ پوند-فوت گشتاور تولید میکند. گشتاور آن در اوج به 5500 دور در دقیقه میرسد؛ چیزی که نشان میدهد احتمالاً این موتور برای عملکرد قابلاستفاده در خیابان تنظیم شده، نه برای نمایشهای پرهیجان دوربالا. این موتورسیکلت احتمالاً بهترین تاثیرش را وقتی میگذارد که از پیچها روبهجلو حرکت میکند و از میان ترافیک راه باز میکند، نه اینکه مثل یک موتور مسابقهای عصبانی به سمت ردلاین (بالاترین دور مجاز) جیغ بکشد.
این موضوع در واقع خیلی بیشتر از چیزی که بعضی سوارکارها میخواهند قبول کنند، منطقی به نظر میرسد. تعداد زیادی از افراد در نهایت متوجه میشوند که سوپراسپرتهای کاملاً افراطی خارج از پیست، تا حدی حالبههمزن و آزاردهندهاند. آنها جا را تنگ میکنند، عصبی و زود واکنش هستند و راحت نیستند و مدام از شما میخواهند با سرعتهایی بروید که میتواند حتی به زندان بیفتید. این خیالپردازی تا وقتی وسوسهانگیز است که هنوز در عمل امتحانش نکرده باشید؛ اما وقتی مینشینید پشت فرمان در ترافیک سنگین ، با سوزش مچ دست و موتوری که دارد پاهایتان را داغ میکند، قضیه فرق میکند. باور کنید، میدانم. من خودم روزی آرزو داشتم هر روز با یاماها آر۱ (Yamaha R1) رفتوآمد کنم، تا اینکه این کار را کردم و فهمیدم این موتور در ترافیک های سنگین قرار نیست به درد بخورد.
در واقع،اس آر کی 600 آر اس ( SRK 600 RS) این موضوع را کاملاً شفاف میکند که کیوجی موتور این واقعیت را درک کرده و عمداً موتور را با در نظر گرفتن آن طراحی کرده است، به جای اینکه وانمود کند هر سوارکاری مخفیانه آرزوی تبدیل شدن به یک علاقهمند پیست را دارد.
با این حال، این موتورسیکلت کاملاً شبیه کار خودش به نظر میرسد. بدنههای تیز و زاویهدار، فرمانهای پایینتر، بدنهی حملهای و تهاجمی، دو دیسک ترمز در جلو، داشبورد TFT و البته تناسباتی که باعث میشود از ظاهرش حس گرانی واقعی بگیرید در حالی که احتمالاً آنقدر هم که به نظر میرسد، هزینهبر نیست.
اگر آن را کنار موتورهای کوچکتر مخصوص تازهکارها پارک کنید، همان لحظه حضورش چند برابر به چشم میآید. انگار میخواهد بگوید: «گام بعدی»؛ و احتمالاً دقیقاً همین هم هدف طراحیاش بوده. خیلی از سوارکارها دیگر لزوماً دنبال سرعت بیشتر نیستند. آنها چیزی میخواهند که بالغتر باشد، حس پرمیوم و لوکس بدهد و همزمان هیجانانگیز باشد، اما نه به شکلی که هر روز زندگیکردن با آن تبدیل شود به یک تجربهی خستهکننده و فرساینده.
انتهای پیام/




