گفتگو با خانواده بنيان‌گذار شرکت توليدی و صنعتی تيزپر توس

به گزارش موتورسیکلت نیوز، به مناسبت درگذشت مرحوم ناصر عليپوريان، پيشکسوت صنعت موتورسيکلت و دوچرخه مشهد، مصاحبه‌ای با نزدیکان ایشان انجام شد تا برای آيندگان نيز به يادگار بماند. از روش و منش زندگی آن مرحوم همين بس که دوست و همکار قديمی ايشان، جناب آقاي کاظم نيکبخت، مديريت محترم شرکت انرژی موتور بعد از شنيدن خبر فوت آن مرحوم، در وصف ايشان گفت: «به جز خوبی، رفاقت و انسانيت خاطرهای از ناصر عليپوريان ندارم». حال در ادامه خبرنگار موتورسیکلت نیوز با پسر ارشد ايشان و همچنين با جناب آقاي مهندس «غلامرضا عليپوريان» برادر مرحوم مصاحبه‌ای انجام داده است که به شرح ذيل ايفاد می‌گردد.

جناب آقای «غلامرضا عليپوريان» لطفا کمی درباره زندگی برادر خود توضيح دهيد!

برادرم در روز 24 مهر 1326 در شهر رشت به دنيا آمد. نام او را ناصر گذاشتند تا اولين فرزند خانواده عليپوريان ياور پدر و مادر خود باشد و به حق اين نام برازنده او بود. پدرم متولد مشهد بود و مادرم متولد رشت. در آن تاريخ مادر ما به ديدن برادر خود در رشت می‌رود که ناصر آنجا متولد می‌شود.

برادرم در دوران زندگی پربار خود تا آنجا که توانست به تمام افراد خانواده و مخصوصاً 4 خواهر و 3 برادر خود ياری رساند. ما در زمان تولد ناصر در پامنار تهران، محله حوله باف‌ها نزديک کوچه مروی زندگی می‌کرديم. ناصر دوره دبستان را در مدرسه امير معزی در مشير خلوت سپری کرد و دبيرستان را در مدرسه اميرکبير گذراند. قابل ذکر است که در زمان ما دوره راهنمايی نبود و فقط دوره دبستان و دبيرستان بود.

ناصر در سال 1347 به خدمت سربازی اعزام شد و در سال 1349 بعد از پايان خدمت که تشکيلات پدر ما در اين مدت به علت عدم ياری وی از توان افتاده بود، در کارخانه حاجی ميهن به همکاری رئيس صنف قنادان تهران همت گماشت و در آنجا مدير کارگاه بود.

قابل ذکر است که برادرم با پدرمان کارخانه‌ای به نام توکل داشتند که در آن گز، آبنبات و نبات درست می‌کردند. نام برند گز آن‌ها پوری لوکس بود که برگرفته از فاميلی ما بوده است.

همکاری ناصر با حاجی ميهن تقريباً به مدت 4سال ادامه داشت تا اينکه با ازدواج با دختر دوست ديرينه پدرمان، خانم مرضيه عرفانی، فرزند حاج ابوالقاسم عرفانی قيطانی عازم مشهد شد. فعاليت جديد ناصر در کار و حرفه‌ای به جز آن‌چه که با آن بزرگ شده بود، به‌عنوان فصل جديدی از زندگی‌اش شروع شد و به حق خيلی قابل و موفق از آن سربلند بيرون آمد و توانست محيطی سرشار از امنيت و همکاری را برای اطرافيان خود به‌وجود آورد. روح بلند و بخشنده برادرم اميد بخش ساير افراد خانواده و افکار سازنده و مثبت او گرمی بخش تمام کسانی بود که با وی در تماس بودند.

  جناب آقای علی عليپوريان لطفا شما نيز کمی درباره زندگي پدر خود توضيح دهيد!

پدرم در تاريخ ١٣٥٤/٠٤/١٧ ازدواج می‌کند. ايشان ديپلم حسابداری داشت و بعد از ازدواج  به مشهد می‌آيد و از سال 1354 تا 1359 به‌عنوان حسابدار پدربزرگم، مرحوم حاج ابوالقاسم عرفانی مشغول به کار می‌شود. در سال 1359 با ايشان به‌صورت شراکتی يک مغازه فروش موتورسيکلت و لوازم يدکی راه‌اندازی می‌کنند.

سپس در سال 1363 تا سال 1368 نيز مديرعامل يک شرکت تعاونی موتورسيکلت و دوچرخه در خيابان سيدی مشهد بود و بعد از مدتی از اين شراکت خارج می‌شود و در خرداد 1378 به‌عنوان مديرعامل در شرکت «به‌پر موتور» که در زمينه توليد موتورسيکلت فعاليت داشت با آقايان حسين رباطی، حسین حائری، اسدالله رستگارمقدم، حسن طلوع و محمد باقری در اين شرکت شريک می‌شود و بعد از مدتی سهام خود را در شرکت به‌پر موتور می‌فروشد و  سپس هتل آپارتمان ثامن السرور در نزديکی فلکه آب مشهد در راستای خدمت به زائران امام رضا عليه‌السلام می‌سازد و بعد در سال 1381 شرکت تيزپر توس در زمينه توليد موتورسيکلت را تاسيس می‌کند. همچنين در سال 1389 بنده سهام اصلی کارخانه را از پدرم خريداری کردم و از آن سال تا آخرين روز، ايشان مديرعامل، مشاور و راهنمای بنده بودند.

دليل فوت مرحوم ناصر عليپوريان چه بود؟

ايشان چندين سال از ناراحتی ريه رنج می‌بُرد و از اکسيژن استفاده می‌کرد و سپس به ناراحتی پروستات دچار شد و در نهايت بعد از عمل جراحی، به‌دليل اينکه مشکل تنفسی نيز داشت، در روز 28 تير 1398 مصادف با روز کشيک خود به کما فرو رفت و دار فانی را وداع گفت.

پدر شما از چه سالی خادم حرم امام رضا عليه‌السلام بود؟

از سال 1366 تا سال 1398 خادم افتخاری حضرت بودند و به همين دليل طبق روال آستان قدس رضوی، آرامگاه ابدی ايشان در صحن آزادی معين شد و برای هميشه در اين مکان مقدس آرام گرفت.

  از مرحوم ناصر عليپوريان چند فرزند به يادگار مانده است؟

ما دو برادر و يک خواهر هستيم. بنده متولد 1356 هستم، برادرم متولد 1359 و خواهرم متولد 1362 است.

معمولا انسان‌ها از فرد يا افرادی در زندگی تاثير می‌پذيرند، آيا در زندگی ايشان الگوی خاصی وجود داشت؟

بله، پدرم علاقه بسيار زيادی به پدرخانم خود داشت و می‌توانم بگويم «مرحوم حاج ابوالقاسم عرفانی» الگوی پدرم بود.

سفارش ايشان درباره نحوه زندگی به فرزندان خود چه بود؟

سفارش هميشگی ايشان اين بود که صادق باشيد و در زندگي راه راست و درست را پيش بگيريد. همچنين خيلی تاکيد داشت که در کسب و کار خود مرتکب خلافی نشويد. پدرم بر روی کارآفرينی و نگه داشتن کارخانه اصرار زيادی داشت و هميشه می‌گفت تحت هر شرايطی کارخانه را حفظ کنيد، زيرا اين نيروها چشم و اميدشان بعد از خداوند به اين کارخانه است و اعتقاد داشت وقتی چند نفر در کارخانه مشغول به کار باشند، زندگی با برکت می‌شود و اين برکت در حفظ و صالح شدن فرزندان خيلی موثر است.

در نهايت پایگاه خبری موتورسیکلت نیوز بار ديگر بدينوسيله مراتب تاسف و اندوه خود را از درگذشت مرحوم حاج ناصر عليپوريان ابراز می‌نمايد و از خداوند منان برای خاندان محترم ايشان سلامتی و عاقبت بخيری مسئلت دارد.

خبرنگار
محمدعلی نژادیان
منبع
موتورسیکلت نیوز

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا